|
|
|
|
|
|
سلام به همگیه بازدید کننده هامون امیدوارم خوشتون بیاد از وب تازه تاسیس هستو به حمایتتون نیاز داریم
|
|
جمعه 26 خرداد 1396 ساعت 15:46 |
بازدید : 172 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
وقتی یکی را دوست دارید، آرزوھایتان آرزوھای اوست. وقتی یکی را دوست دارید، به زندگی ھم عشق می ورزید. وقتی یکی را دوست دارید، واژه تنھایی برایتان بی معناست. وقتی یکی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید. وقتی یکی را دوست دارید، ناخودآگاه برایش احترام خاصی قائل ھستید. وقتی یکی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است. وقتی یکی را دوست دارید، ھر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید. وقتی یکی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است. وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که ھستید، احساس امنیت می کنید. وقتی یکی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اھمیت می دھید. وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید از خواسته ھای خود برای شادی او بگذرید. وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به ھر کاری بزنید. وقتی یکی را دوست دارید، حاضرید به ھر جایی بروید که فقط او در کنارتان باشد. وقتی یکی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید. وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامش تان می شود. وقتی یکی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید. وقتی یکی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید. وقتی یکی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید. وقتی یکی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بھترین خواھد بود اگر چه در واقع چنین نباشد. وقتی یکی را دوست دارید، تحمل سختی ھا برایتان آسان و دلخوشی ھای زندگی تان فراوان می شوند. وقتی یکی را دوست دارید، به ھمه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوھای تان را آسان می شمارید. وقتی یکی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید. وقتی یکی را دوست دارید، شادی هایش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی هایش برایتان سنگین ترین غم دنیاست
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
دوست داشتن ,
عاشق بودن ,
عشق ,
عاشق ,
وقتی یکی را دوست دارید ,
وقتی ,
دوست ,
دوست داشتن کسی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
20 خرداد 1396 ساعت 17:46 |
بازدید : 163 |
نوشته شده به دست |
( نظرات )

بعضی از ساعات شبانه روز داشتن رابطه جنسی باعث لذت بیشتر زن و شوهر می شود.در بعضی دیگر از ساعات شبانه روز که زمان مناسبی برای داشتن رابطه جنسی نیست، زن و شوهر به اوج تحریک و لذت نمی رسند.
مشکلی که هر چه پیش می رویم ابعاد پیچیده تری به خود می گیرد و پیدا کردن راهکاری اساسی برای آن سخت و سخت تر می شود؛ اما برای این گره به ظاهر کور می توان راه حل های ساده و مؤثری پیدا کرد، راه حل هایی که تنها به یکسری تغییرات کوچک در سبک زندگی نیاز دارد.
یکی از اولین کارهایی که می توان برای رفع مشکل زناشویی انجام داد، پیدا کردن بهترین زمان ممکن برای برقراری رابطه جنسی است. در واقع، اگر زوج ها بهترین ساعت برقراری رابطه جنسی را بدانند رضایت بیشتری از این رابطه نصیبشان می شود.
مع الوصف اگر شما هم نتوانسته اید ساعت و زمان درستی برای این بخش از زندگی پیدا کنید جای هیچ نگرانی وجود ندارد؛ چون دانشمندان به این سؤال شما پاسخ می دهند. آنها می گویند: مناسب ترین زمان برای رابطه جنسی ساعت ۳ بعدازظهر است.
اگر چه در این ساعت ممکن است بسیاری از زن ها و مردها مشغول به انجام کار باشند ولی بنا بر تحقیقات انجام شده: ۳ بعدازظهر هم برای زنان و هم برای مردان زمانی است که می توانند اوج لذت و رضایت جنسی را از یک رابطه داشته باشند.
این میزان از رضایت به دلیل افزایش سطح هورمون کورتیزول در زنان مربوط می شود که در هوشیاری و میزان انرژی آنها برای s*e*x تأثیر بسزایی دارد. از طرف دیگر، سطح بالای هورمون استروژن در این موقع از روز موجب افزایش احساسات مردان در حین رابطه جنسی می شود.
این در حالی است که، در باقی ساعات روز به خصوص هنگام شب که در خواب میزان تستوسترون مردان افزایش پیدا می کند و همین مسأله بر عملکرد آنها در رابطه جنسی اثر منفی می گذارد.
اگر می خواهید لذت و رضایت بیشتری را در این رابطه تجربه کنید بعدازظهرها را به رابطه جنسی با همسرتان اختصاص دهید چرا که ، ۳ بعدازظهر که استروژون افزایش و تستوسترون کاهش پیدا می کند بهترین زمان برای داشتن یک رابطه جنسی رضایت بخش است.پس به خاطر داشته باشید، ۳ بعدازظهر بهترین و مناسب ترین زمان برای داشتن یک رابطه جنسی موفق است.
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
عشق ,
رابطه جنسی ,
سکس ,
رابطه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
شنبه 20 خرداد 1396 ساعت 14:52 |
بازدید : 163 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها یک عالم گله و خدایی بی ادعا گم شده بودم میان دیروز و فردا تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم صدایت در گوشم پیچید نگاهت در چشمانم نقش بست نشان دادی به من آنچه بودم آری، با تو رسیدم من به اوج خودم نامم را خواندی.. گفتی بارانم بارانی شد دل و چشمانم آری بارانی شدم تا ببارم اما ای کاش بدانی تویی آسمانم بی تو نه معنا دارد باران نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان ای که شبیه تر از خود به منی بگو تا آخر راه با من هم قدمی 
:: برچسبها:
بگو تا آخر راه با من هم قدمی ,
عاشقانه ,
عشق ,
هم قدم بودن ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چهار شنبه 17 خرداد 1396 ساعت 13:27 |
بازدید : 161 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
جوکر: می دونی زخم های صورتم برای چیه؟ من ﻳﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺯﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ . ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﮑﺮﺩ ﻭ ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ بدﻫﻲ ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﺍ ﺻﻮﺭﺗﺸﻮ ﺧﻂ ﺧﻄﻲ ﮐﺮﺩﻥ ما پوﻟﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﺮﺍﺣﻴﺶ ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ ، ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﺎﺵ برای من ﺍﻫﻤﻴﺘﻲ ﻧﺪﺍﺭﻩ ، ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﻦ ﻳﻪ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﻢ ﻭ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ ، ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﺑﻌﺪﺵ ﭼﻲ ﺷﺪ؟ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﻱ منو ﺑﺒﻴﻨﻪ ﻭ ﺗﺮﮐﻢ ﮐﺮﺩ...
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
جوکر ,
عاشقانه ,
عشق ,
ترک ,
خیانت ,
معنی عشق ,
عاشق بودن ,
عاشق شدن ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چهار شنبه 17 خرداد 1396 ساعت 12:50 |
بازدید : 140 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
زنجیر عشق ...
یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرکار به خانه باز میگشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان در برف ایستاده. اسمیت از ماشین پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت من آمدهام کمکتان کنم. زن گفت صدها ماشین از روبروی من رد شدند، اما کسی نایستاد، این واقعاً لطف شماست. وقتی اسمیت لاستیک را عوض کرد و درب صندوق عقب را بست که آماده رفتن شود، زن پرسید: من چقدر باید بپردازم؟ اسمیت پاسخ داد: شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در چنین شرایطی بودهام؛ روزی شخصی پس از اینکه به من کمک کرد، گفت اگر واقعاً میخواهی بدهیات را بپردازی، باید نگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود. چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی را دید و داخل شد تا چیزی میل کند و بعد به راهش ادامه دهد؛ اما نتوانست بیتوجه از لبخند شیرین زن پیشخدمت باردار بگذرد، او داستان زندگی پیشخدمت را نمی دانست و احتمالاً هرگز نخواهد فهمید، وقتی پیشخدمت برگشت تا بقیه صد دلار را بیاورد، زن بیرون رفته بود، درحالیکه روی دستمال سفره یادداشتی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته را خواند اشک در چشمانش حلقه زد؛ در یادداشت نوشته بود: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این موقعیت بودهام؛ یک نفر به من کمک کرد و گفت اگر میخواهی بدهیات را به من بپردازی، نباید بگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود.” همان شب وقتی زن پیشخدمت به خانه برگشت، درحالیکه به ماجرای پیش آمده فکر میکرد به شوهرش گفت: ”دوستت دارم اسمیت! همه چیز داره درست میشه..”
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
عشق ,
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
داستان عشق ,
عشقولانه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دو شنبه 15 خرداد 1396 ساعت 8:27 |
بازدید : 202 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
دوتا گنجشک بودن...یکی داخل اتاق ،یکی بیرون پشت شیشه
گنجشک کوچولوازپشت شیشه گفت:من همیشه باهات میمونم قول میدم
وگنجشک کوچولوگفت:من واقعاعاشقتم.اماگنجشک توی اتاق بازهم فقط
نگاش کرد!امروزدیدم گنجشک کوچولوپشت شیشه ی اتاقم یخ زده!
اون هیچ وقت نفهمید گنجشک توی اتاقم چوبی بود!
حکایت بعضی ازماهاست...
خودمونونابود میکنیم واسه آدمای چوبی!کسانی که نه مارا می بینند ونه
صدامونو میشنون...!
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
عشق ,
عاشقانه ,
رمانتیک ,
داستان عاشقانه ,
عشق بی پایان ,
گنجشک ,
گنجشک چوببی ,
عشق پوچ ,
عشق بیهوده ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یک شنبه 14 خرداد 1396 ساعت 18:18 |
بازدید : 173 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
مادر به ارامی گفت دخترم امروز این رادیو را از خانم همسایه گرفتم تا کمی به آهنگهای آن گوش کنیم دختر لبخند زد ولی به یاد نامه ای افتاد که چند روز پیش اداره پست پس فرستاده بود و او بدون اجازه باز کرده و خوانده بود "دخترم ماههاست که بیمار است ولی صبورانه گله ای نمیکند مافقیریم و من نمیتوانم هدیه ای برای تولدش بخرم پس خواهش میکنم روز دوشنبه در برنامه رادیویی ویژه تبریکات. تولدش را تبریک بگویید" جواب اداره رادیو هم بود "با عرض پوزش متاسفانه این بخش مدتی است که پخش نمی شود" دخترک نگاهی به مادرش کرد و دید که هنوز دستهایش از شستن رختهای همسایه خیس است ولی به آرامی در خواب میخندد. ناگهان فکری مثل برق از سرش گذشت: با خوشحالی مادرش را بیدار کرد و گفت: "مادر شنیدی رادیو تولدم را تبریک گفت" و این بار مادر بود که لبخند میزد
بسیار زیبا
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
مادر، گفت، امروز، این، ارامی، از، به، خانم، دخترم، را، رادیو ,
عشق ,
عشق مادری ,
داستان عاشقانه ,
عاشق ,
مادر مهربان ,
دختر ,
,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پنج شنبه 11 خرداد 1396 ساعت 11:23 |
بازدید : 167 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )

پدر از پسرش پرسيد: امتحان رياضي امروزت چطور بود؟
پسر: يكي از جوابهام غلط بود.
پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
پسر:پنج تا.
پدر: اين خيلي عاليه، پس بقيه سؤال ها رو درست حل كردي؟
پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به بقيه نگاه كنم..!!
*******************************
مادر از دخترش پرسيد: دخترم، چرا پر كردن نمكدونها اين قدر طول كشيد؟! دختر: آخه سوراخهاي سرش خيلي تنگ بود!!!
*******************************
به غضنفر ميگن نظرت در باره ي توپ فوتبال چيه؟ يه كم فكر مي كنه ميگه:شطرنج گردالي..؟!
*******************************
از غضنفر میپرسن میدونی چرا غواصان از پشت میپرن تو دریا؟میگه خوب اگه از جلو بپرن میوفتن تو قایق
*******************************
غضنفر به خدا میگه 10000000 سال برات چقدره؟ میگه 1 دقیقه غضنفر باز میگه ای خدا 10000000 تومان پول برات چقدره؟ میگه 1 تومان میگه پس 1 تومان به من بده خدا میگه 1 دقیقه واسا
*******************************
تهرانيه تو حج، پرده كعبه رو گرفته بود مي گفت: خدايا توبه... ديگه براي غضنفر جوك نمي سازم! يه دفعه غضنفر میزنه رو شونش میگه : داداش قبله از كدوم طرفه؟ تهرانيه داد ميزنه: خدايا! خاطره كه مي تونم تعريف كنم؟
:: موضوعات مرتبط:
سرگرمی ,
جوک ,
,
:: برچسبها:
جوک ,
جالب ,
جوک باحال ,
جوک خنده دار ,
خنده ,
جوک جالب ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پنج شنبه 11 خرداد 1396 ساعت 4:7 |
بازدید : 159 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
خوب می دانم که بی تو غریبم روزها چه بی خبر می گذرند انگار به من به تو و به خاطره هایمان اعتنایی نمی کنند بدون تو از زمستان می نویسم و توی گلدانهای دلم آرزوهای کال را می نشانم خوب می دانم بدون تو کسی حال دفترم را نمی پرسد و از میان شالیزارهای نگاهم رد نمی شود خوب می دانم کسی مثل تو به پروانه های خیالم سلام نمی کند کاش می توانستم تک بیتی قشنگی برایت بنویسم که لایق تو باشد کاش می توانستم لحظه های شاعرانه ام را برایت قاب کنم من به اندازه بی کرانگی آسمان به مهربانیت معتقدم و تو را دوست دارم به اندازه......؟
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
خاطرات عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
عشق ,
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
دانش اموزان ,
عاشق ,
عشق پدر مادر ,
عشقه زیبا ,
داستانی زیبا ,
عشق ,
بی تو غریبم ,
خاطرات عاشقانه ,
خاطره ,
,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چهار شنبه 10 خرداد 1396 ساعت 15:20 |
بازدید : 160 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
یک روز اموزگار از دانش اموزانی که در کلاس بودن پرسید ایا می توانید راه غیر تکراری برای ابرازز عشق بیان کنید؟ برخی از دانش اموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنی می کنند.برخی دادن گل و هدیه و حرف های دلنشین با هم بودن در تحمل رنج ها ولذت بردن ازخوشبختی را راه بیان عشق می دانند. در ان بین پسری بر خواستو پیش امد از این که شیوه ابراز عشق خود را بیان کند داستان کوتاهی تعریف کرد:یک روز زن و شوهری جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقق به جنگل رفتند.انانوقتی به بالی تپه رسیدنددرجا میخکوب شدند.یک قلاده ببر بزرگ جلوی زن و شوهر ایستاده و به انان خیره شده بود شوهر تفنگ شکاری همراه نداشت و راه دیگری برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر جرات کوچک ترین حرکت را نداشتند ببر ارام به طرف انان حرکت کرد همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجههای مرد به گوش زن رسید ببر رفت و زن زنده ماند.داستان به اینجا که رسید دانش اموزان شروع به محکوم کردن مرد کردند.راوی اما پرسید:ایا می دانید ان مرد در لحظه اخر زندگی اش چه فریاد زد؟ بچه حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد:نه اخرین حرف مرد این بود که عزیزم تو بهترین مونسم بودی از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.قطره های بلورین اشک صورت راوی را خیس کرده بود همه زیست شناسان می دانندببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهدو یا فرار می کند.پدر من در ان لحظه وحشت ناک با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد او صادقانه ترین و بی ریا ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادر من بود.
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
عشق ,
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
دانش اموزان ,
عاشق ,
عشق پدر مادر ,
عشقه زیبا ,
داستانی زیبا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چهار شنبه 10 خرداد 1396 ساعت 12:14 |
بازدید : 169 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )

صاحبان گوشیهای هوشمند دارای سیستم عامل اندروید برای نصب برخی از اپلیکیشنها و یا دسترسی به برخی از امکانات خاص این سیستم عامل، نیاز به روت کردن سیستم عامل خود دارند. پس از روت شدن سیستم عامل، نمیتوان به سادگی به انجام موفقیتآمیز این عمل پی برد. در این ترفند، ما قصد داریم روشی را برای شما بازگو کنیم که به وسیلهی آن میتوانید از روت بودن یا نبودن سیستم عامل اندروید گوشی موبایل خود اطلاع حاصل نمایید.
بدین منظور: نیاز به اپلیکیشن Root Checker است که میتوانید آن را از گوگل پلی دانلود نمایید:
پس از نصب اپلیکیشن و اجرای آن، ابتدا Agree را لمس کنید تا با فعالیت این اپلیکیشن موافقت نموده باشید. سپس دکمهی Verify Root Access و پس از آن Grant را لمس کنید تا عملیات آغاز گردد. اگر در انتها با پیغام Congratulations! This device has root access مواجه شدید، نشاندهندهی این امر است که گوشی موبایل شما روت شده است.
:: موضوعات مرتبط:
موبایل ,
,
:: برچسبها:
ترفند اندروید ,
روت بودن گوشی ,
روت ,
ترفندAndroid ,
ترفند روت ,
ترفند root ,
چک کردن روت گوشی ,
برنامه چک کردن روت گوشی ,
نرم افزار اندریود ,
نرم افزار root checker ,
دانلود نرم افزار root checker ,
,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
چهار شنبه 10 خرداد 1396 ساعت 10:46 |
بازدید : 196 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
شبی پسر کوچکمان یک برگ کاغذ به مادرش داد. همسرم که در حال آشپزی بود دستهایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند. او با خط بچگانه نوشته بود صورتحساب : کوتاه کردن چمن باغچه 5 دلار مرتب کردن اتاق خوابم 1دلار مراقبت از برادر کوچکم 3 دلار بیرون بردن سطل زباله 2 دلار نمره ریاضی خوبی که امروز گرفتم 6 دلار جمع بدهی شما به من : 17 دلار همسرم را دیدم که به چشمان منتظر پسرمان نگاهی کرد، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب او این عبارات را نوشت : بابت سختی 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی، هیچ بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم، هیچ بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی، هیچ بابت غذا، نظافت تو و اسباب بازی هایت، هیچ و اگر تمام این ها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است. وقتی پسرمان آن چه را که مادرش نوشته بود خواند، چشمانش پر از اشک شد و در حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد، گفت : مامان..........دوستت دارم. آن گاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت : قبلا به طور کامل پرداخت شده ! ب سلامتی همه مادرا
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
عشق واقعی ,
مادر ,
عشق مادری ,
عشق زنده ,
داستان عاشقانه ,
داستان عاشقانه مادر ,
داستان عاشقانه زیبا ,
داستان زیبا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 18:29 |
بازدید : 227 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
خرید یک کالای دیجیتال آن هم از دسته لپ تاپ ها در میان انبوهی از برندها و مدل ها کار نسبتاً وقت گیر و خسته کننده ای خواهد بود اگر به درستی راهنمایی و مشاوره در اختیار نداشته باشید! مدل های گوناگون با طیف های وسیعی از قابلیت ها و مشخصات در انتظار انتخاب آگاهانه بر مبنای بودجه شما هستند. ما در شهرسختافزار به شما کمک خواهیم کرد تا بهترین مدل را بر اساس بودجه خود انتخاب کنید.
در این مقاله ما پیشنهادات را بر اساس اولویت قیمت مرتب کرده ایم تا هر خریدار بتواند بر اساس میزان بودجه خود بهترین لپ تاپ ممکن را تهیه کند، دقت داشته باشید در بازار لپ تاپ نوسان قیمت بیشتر از بازار تبلت و اسمارت فون می باشد و دلیل آن نیز بیشتر به تنوع شرکت های ضمانت کننده باز می گردد اما ما سعی می کنیم قیمت معقول و میانگین هر مدل را برای شما ذکر کنیم و انتخاب نهایی گارانتی ها را به شما خواننده عزیز واگذار کنیم. لیست ما فارغ از طرفداری از برند و نام سازنده تهیه شده است و دلیلی وجود ندارد که حتماً از تمامی برندها نماینده ای در آن وجود داشته باشد ما تنها به بهترین در هر شاخه قیمت فکر کرده و سعی می کنیم شما را از بهترین گزینه ها باخبر سازیم.
یکراست به سراغ اولین پیشنهاد که طبعاً ارزانترین محصول لیست ما می باشد می رویم:
Lenovo Essential G5080
قیمت: حدود 1,550,000 تومان با گارانتی سازگار
(برای مشاهده تجربیات مردمی از این گارانتی روی آن کلیک کنید)

- پردازنده: Intel Core i3 5005U با سرعت 2.00 گیگاهرتز
- کارت گرافیک: مجتمع از نوع Intel HD Graphics 4400
- صفحه نمایش: 15.6 اینچ از نوع TFT و با وضوح 1366 در 768 پیکسل
- حافظه رم: 4 گیگابایت از نوع DDR3
- حافظه ذخیرهسازی: 1 ترابایت از نوع هارد دیسک با سرعت 5400 دور بر دقیقه
سری لپتاپ های G کمپانی لنوو همیشه به عنوان یک گزینه اصلی برای کاربرانی که به یک لپتاپ با ارزش خرید بالا نیاز دارند مطرح بوده است. پس از عرضه موفقیت آمیز سری لپتاپ های G5070، این کمپانی مدتی است که نسخههای جدیدتری از آن را با نام G5080 راهی بازار کرده است. این سری جدید ضمن برخورداری از قطعات سخت افزاری مناسب، برچسب قیمت بسیار عالی را هم دارد. پس اگر به دنبال یک لپ تاپ ارزان قیمت برای انجام کارهای ساده همچون حسابرسی، تماشای فیلم یا انجام پردازش های سبک هستید این لپتاپ را برای شما مناسب میدانیم.
با نگاهی به قطعات سختافزاری و قیمت این لپتاپ به وضوح قابل مشاهده است که G5080 یک لپتاپ با ارزش خرید بالاست و میتواند با صرف هزینهای ناچیز، بسیاری از نیازهای کاربران را رفع نماید. با توجه به اینکه این محصول در دسته لپتاپ های پایین رده قرار میگیرد استفاده از بدنه ای تمام پلاستیکی و همچنین صفحه نمایش براق در آن چندان دور از ذهن نیست. این لپتاپ دارای طیف کاملی از پورتهای ارتباطی همچون USB 3.0 و HDMI نیز است.
نقاط قوت:
- ارزش خرید بالا و قیمت مناسب
- پورتهای ارتباطی متنوع
نقاط ضعف:
- کارت گرافیک مجتمع
- صفحه نمایش براق و با زاویه دید محدود
- ما بقیه در ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط:
لپ تاب ,
معرفی لپ تاب هایه بروز ,
,
:: برچسبها:
لپ تاپ خوب ,
بهترین لپ تاپ ,
بهترین نت بوک ,
بهترین اولترابوک ,
بهترین نوت بوک ,
لپ تاپ پیشنهادی ,
راهنمای خرید ,
راهنمای خرید لپ تاپ ,
قیمت بهترین لپ تاپ ,
,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 12:24 |
بازدید : 189 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
داستان رمانتیک و واقعی!!!
داستان واقعی ، دخترخاله و پسرخاله ای بودن که از بچه گی با هم بزرگ شدن و اسمشون رو هم بوده واسه ازدواج دختره اسمش مریم بوده پسره هم جواد ، جوادو مریم خیلی همدیگه رو دوست داشتن جوری که هر روز باید همدیگه رو میدیدن جواد همیشه مواظب مریم بود و اگه کسی مریمو اذییت می کرد اون پشتشو میگرفت حالا هر کی باشه چه مادر مریم چه پدر یا داداشش باشه یه دفه خانوم معلم مریمو تنبیه کرده بود جواد هم فهمیده بود و معلم مریمو با سنگ زده بود ، اگه پارک میرفتن باید با هم میرفتن اگه جواد میرفت تو مغازه چیزی بگیره برا مریم هم میگرفت حتی عروسک هم براش میخرید مریم هم همینطور ، هیچکدومشون هم پولدار نبودن و در یک سطح بودن ، این دوتا با هم بزرگ شدن و دبیرستانو با هم تموم کردن و اینجا بود که طرز فکرها عوض میشه و سختیهای زندگی رو درک میکنن طوری که رو عشقهاشون هم تاثیر میذاره مریم دختر قشنگی شده بود جواد هم واسه خودش مردی شده بود جواد هم کار میکرد هم درس میخوند مریم هم محکم درس میخوند تا دانشگاه قبول بشه از قضا مریم دانشگاه قبول شد ولی جواد قبول نشد اینجا بود که دانشگاه بین دو تا عاشق فاصله انداخت قرار شده بود بعد از دبیرستان عقد کنن ولی مریم هی عقدو عقب مینداخت جو دانشگاه رو مریم و دوست داشتنش تاثیر گذاشته بود هر موقع از دانشگاه بر میگشت و جواد میرفت پیشش یا میگفت خسته ام یا درس دارم یا به بهونه های مختلف جوادو بی محل میکرد تا یک سال جوادو دور داد تا اینکه تو جمع جلو همه گفته بود من قصد ازدواج ندارم و بهتره جواد بره زن بگیره و فکر منو از سرش بیرون کنه اصلا کسی باورش نمیشد مریم بتونه همچین حرفی بزنه جواد بلند شده بود گفته بود مریم تو این حرفو جدی زدی؟ مریم هم گفته بود پسرخاله من تا دانشگاهو تموم کنم چهارسال طول میکشه بهتره به فکر دختر دیگه ای باشی این برا هر دومون بهتره جواد گفته بود شوخی رو دیگه بس کن مریم هم گفته بود من هیچوقت انقد جدی نبودم جواد گفته بود نکنه من کاری کردم که ناراحت شدی؟ اونم گفته بود تو کاری نکردی من بدرد تو نمیخورم اینو گفته بود و از خونه زده بود بیرون جواد رفته بود دنبالش و تو خیابون با هم دعوا کرده بودن جواد بهش گفته بود تو چت شده؟ چرا بیربط حرف میزنی؟ این بازیو تمومش کن و برگرد من نمیتونم بدون تو زندگی ولی قلب رئوف و نازک مریم از سنگ شده بود به جواد گفته بود اگه ادامه بدی خودمو می کشم جواد با گریه گفته بود کی مریم قشنگ و مهربون منو از من گرفته؟ مریم گفته بود کسی نگرفته ما مال هم نبودیم و اون موقع بچه بودیم و عشق چیز پوچ و بی فایده است و حالا پول حرف اول رو می زنه جواد گفته بود خب منم پول دار میشم منم میرم دانشگاه مریم هم گفته بود ما به درد هم نمی خوریم و دیگه هیچ وقت سراغ من نیا ، بعد از این هر کاری پدر و مادر هردوشون کردند که مریم راضی بشه مریم زیر بار نرفت که نرفت این وسط جواد خودشو باخته بود و رفته بود سراغ قرص های روان گردان برای آروم کردن خودش درسشو ترک کرده بود و کارش شده بود مصرف قرص. مریم هم که اصلا به فکر جواد نبود ، مریم بعد از دو سال از دانشگاه با پسر دیگه ای ازدواج کرد که مهندس بود حالا جواد عشق خودشو میدید که با پسر دیگه ای داره می ره گردش و ازا ینی که هست بدتر میشد اینجا بود که پدر مادر جواد اونو برده بودند به یک مرکز درمان و جواد خودش هم تصمیم گرفته بود دیگه به مریم فکر نکنه و زندگیشو دوباره درست کنه بعد از تقریبا چند ماه جواد سلامتی خودشو به دست اورد و درسشو دوباره شروع کرد و درس میخوند برا کنکور دیگه کار نمی کرد و فقط درس میخوند انگیزه هاش چندبرابر شده بودند ( اینایی که میگم تو چند سال اتفاق افتاده بود و منی که دارم می نویسم خودم احساساتی شدم سرنوشت چه کارایی که با آدم نمیکنه) بعد از امتحان کنکور جواد مهندس عمران قبول شده بود و دیگه زندگیش از این رو به اون رو شده بود جواد قرص خوار با توکل به خدا و اراده محکم و کمک پدر و مادر و دکترا سالم شده بود و برا خودش شده بود مهندس جالب تر این این بود که شوهر مریم فردی چشم چرون و شکاک بود و همش چشمش دنبال دخترای مردم بود و اجازه نمیداد مریم که به خونه پدر و مادرش حتی بره همیشه گوشی مریمو چک میکرد حتی چند بار مریمو زده بود درسته که شوهرش پولدار بود ولی نه از پولش بهره می برد و نه از وجود خودش شوهرش چون خودش خراب بود به زنش هم شک می کرد مریم چون به جواد پشت کرده بود و با عشقش بازی کرده بود همش میگفت حقمه باید سرم بیاد وقتی به کارایی که با جواد تو بچگی هاشون کرده بود وقتی به دوست داشتنی هایی که بینشون بود فکر میکرد آرزوی مرگ میکرد که چرا اینقدر در حق جواد بد کرده ولی روش نمی شد که از شوهرش جدا بشه چون همه بهش زخم زبون می زدند آخر نتونست طاقت بیاره و به شوهرش گفته بود من نمیخوام دیگه باهات زندگی کنم مریم با چشمی پر از اشک و خون برگشته بود خونه پدر و مادرش و آخرش از شوهرش جدا شد حالا خوبه که بچه دار نشده بود ولی روحیشو به کلی از دست داده بود دانشگاهشو هم تموم نکرده بود بعضی موقع ها درس میخوند ولی مگه زخم زبون مردم میزاشت درس بخونه و راحت باشه جواد هم از حالش باخبر شده بود و یک روز رفت دیدنش و خیلی عادی و رسمی ولی روش نشد با جواد روبرو شه بخاطر همین جواد رفته بود تو اتاقش و احوالشو پرسیده بود مریم هم گفته بود حالی واسم نمونده که ازش بپرسی بعد گفته بود اومدی اینجا که زجرکشم بکنی؟ آره من احمقم بی شعورم ، اصلا هر چی دلت میخواد بگو جواد هم گفته بود نه من دیگه از دستت ناراحت نیستم تو خواستی زندگی خودتو بکنی من اشتباه کردم که مزاحت می شدم عشق چیز پوچ و بی فایده است این حرف مریمو داغون کرد بعد بهش گفته بود که خودشو ناراحت نکنه و میتونه زندگیشو دوباره شروع کنه و دوباره باطراوت بشه فقط اراده میخواد و توکل به خدا اینو گفته بود و خواسته بود بره ولی مریم مانع شده بود و نذاشته بود یقه شو گرفته بودو بهش گفته بود من تو رو میخوام من اشتباه کردم من بچه بودم گول اطرافیانمو خوردم بخدا هنوز عاشقتم جواد که از شرم و خجالت قرمز شده بود زبونش بند اومده بود و همینجوری نگاش میکرد بعد مریم گفته بود بیا ببین همش از تو نوشتم و خاطرات بچه گیمون بعد دفتر خاطراتشو آورده بود و به جواد نشون داده بود جواد که اشک از چشماش جاری شده بود بهش گفته بود من اگه دوستت نداشتم هرگز پامو اینطرفا نمیذاشتم فقط دنبال یک فرصت میگشتم که بهت بگم منم هنوز عاشقتم و هر کاری کردی رو فراموش میکنم تو مریم کوچولو و قشنگ خودمی بعد بهش گفته بود همین امشب میام خواستگاریت تا دیگه برای همیشه مال خودم بشی مریم از بس گریه کرده بود دیگه اشکی براش نمونده بود و باورش نمیشد جواد بخشیدتش و هنوز دوسش داره بعد از چند ساعت حرف زدن جواد تدارک خواستگاری رو چیده بود و مریمو برای همیشه به ازدواج خودش دراورده بود.این هم داستان پر ماجرای جواد و مریم ولی مردایی مثل جواد کم هستن و پول وعشق دو چیز جدا از هم هستن پس هیچ وقت دچار اشتباه نشید
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
واقعی، داستان، رمانتیک ,
داستان عاشقانه ,
داستان رمانتیک ,
داستان زیبا ,
عاشقنه ,
زیبا ,
دخترخاله و پسرخاله ,
عقد ,
جدایی ,
عشق ,
ازدواج ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 12:16 |
بازدید : 190 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
حتما بخونید
داستان عاشقانه : یواش تر برو من می*ترسم! زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می*راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: 'یواش تر برو من می*ترسم' مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: 'خواهش می*کنم، من خیلی میترسم.' مردجوان: 'خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!' زن جوان: 'دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟' مرد جوان: 'مرا محکم بگیر' زن جوان: 'خوب، حالا میشه یواشتر؟' مرد جوان: 'باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی*تونم راحت برونم، اذیتم می*کنه.' ** روز بعد روزنامه*ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!
:: موضوعات مرتبط:
عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
,
:: برچسبها:
من، میترسم، یواش، برو، تر، داستان، عاشقانه ,
داستان عاشقانه ,
عشق ,
دردناک ,
داستان عاشقانه غمگین ,
غمگین ,
داستان غمگین ,
داستان عاشقانه واقعی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت 8:59 |
بازدید : 189 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
دو شنبه 8 خرداد 1396 ساعت 16:24 |
بازدید : 181 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
بابا من میخوام با ملیسا ازدواج کنم پدر:به مادرت نگو اون خواهرته می تونی باهاش ازدواج کنی بابا با سارینا چطور پدر: اونم همینطور بابا اترینا چی پدر :بله
پسره به مامانش میگه مامان به بابا میگم میخوام با ملیسا و ساریناو اترینا ازدواج کنم به من میگه اونا خواهراتن نمیشه
مادر: عزیزم با هر کدوم میخوای ازدواج کن اون پدرت نیست سریالهای کانال gem
:: موضوعات مرتبط:
سرگرمی ,
جوک ,
,
:: برچسبها:
جوک ,
خنده دار ,
خنده ,
جوک جدید ,
جالب ,
جوک خنده دار ,
اس ام اس جوک, جوک, جوک تلگرامی, جوک جدید, جوک خفن, جوک خنده دار, جوک دختر و پسرا, جوک فیس بوکی, جوک های جدید, جوک های جدید و خنده دار, جوک های خنده دار, جوکهای خنده دار, جوکهای سرکاری, شعر طنز, طنز, طنز خنده دار, طنز مورد داشتیم, لطیفه های خنده دار, مطالب خنده دار, مطالب طنز, مطالب طنز و خنده دار , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دو شنبه 8 خرداد 1396 ساعت 15:54 |
بازدید : 184 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
موزیلا فایرفاکس سالها تلاش کرده تا کاربران برای مرور وب بهسوی اینترنت اکسپلورر نروند، البته پیش از ورود کروم! ازآنجایی که هر مرورگری پس از مدتی کار با آن، دچار کندی میشود بنابراین فایرفاکس هم از این قاعده مستثنی نیست و به همین خاطر به شما در ادامه این ترفند از بهترین های ترفند انجام این ۴ کار را پیشنهاد میدهیم تا مانع از کندی بیشازحد سیستم تان شود
۱- مدیریت بر کَش / Cache سیستم
کش فایرفاکس درواقع بر این اساس تعریفشده تا با ذخیره برخی فایلها، کاربر هنگام مرور مجدد وب دچار کندی نشود، اما همین ذخیرهسازی در درازمدت و بیش از یک حجم خاص برعکس عمل کرده و سبب کندی سیستم میشود. بنابراین میتوانید با رفتن در بخش Options، سپس Advanced و Network کش سیستم را پاککنید و با کاهش حجم تعریفشده فایلهای جدید بهطور خودکار پاک شوند.
برایه مشاهده 4 ترفند برید به ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط:
کامپیوتر ,
نرم افزار کامپیوتر ,
,
:: برچسبها:
فایرفاکس ,
نرم افزار فایرفاکس ,
اینترنت ,
مرورگر ,
امکانات فایرفاکس ,
امکانات مرورگر ,
نرم افزار کابردی ,
کامپیوتر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
دو شنبه 8 خرداد 1396 ساعت 12:26 |
بازدید : 222 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
دو شنبه 8 خرداد 1396 ساعت 10:28 |
بازدید : 186 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
سامسونگ گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس معرفی شدند
پرچمداران جدید سامسونگ امشب طی مراسمی در نیویورک رونمایی شدند. گوشیهایی که موضوع حرف و حدیثهای فراوانی بودند را از نزدیک دیدیم تا آخرین ابهامات باقیمانده هم برطرف شود. سامسونگ امسال دو پرچمدار جدید معرفی کرده است. سامسونگ گلکسی اس ۸ و سامسونگ گلکسی اس ۸ پلاس، دو گوشی با اندازههای ۵٫۷ و ۶٫۲ اینچی که در آنها حاشیههای دور نمایشگر به حداقل خود رسیده است. برخلاف سالهای گذشته که سامسونگ گوشیهای سری S را در قالب یک مدل با صفحهنمایش مسطح و یک مدل دیگر با صفحهنمایش خمیده عرضه میکرد، امسال هر دو گوشی جدید این سری را با صفحهنمایشهای خمیده تولید کرده است.
طراحی
بدنه گوشیها از فریم آلومینیومی ساخته شده و در جلو و پشت آنها از لایه محافظ گوریلا گلس ۵ استفاده شده است. این مدلها از گواهی IP68 بهره میبرند که باعث شده ضد آب و ضد گرد و غبار باشند. پرچمداران جدید در رنگهای نقرهای، خاکستری، مشکی، طلایی و آبی معرفی شدهاند.
طراحی جدیدترین مدل سامسونگ سری اس از چند نظر تغییرات قابلتوجهی داشته. همانطور که اشاره شد حاشیه صفحهنمایش تا جای ممکن کم شده و نسبت تصویر به ۱۸٫۵:۹ رسیده است. کاهش اندازه حاشیههای نمایشگر از طریق حذف دکمه هوم ممکن شده است. سامسونگ اینبار حسگر اثرانگشت را که در دکمه هوم جاسازی شده بود، در پشت گوشی و سمت راست دوربین قرار داده است. جک ۳٫۵ میلیمتری خروجی صدا برخلاف بعضی از شایعات کماکان در طراحی این مدلها حفظ شده است.
سختافزار

مشخصات سامسونگ گلکسی اس ۸ بسته به موقعیت جغرافیایی عرضه گوشی متفاوت است. در برخی نقاط به تراشههای اسنپدراگون ۸۳۵ و در نقاط دیگر به تراشه اگزینوس ۸۸۹۵ مجهز شده است. این مدلها، چهار گیگابایت رم و دقت تصویر صفحهنمایش Super AMOLED آنها ۲۹۶۰ در ۱۴۴۰ پیکسل است. سامسونگ گلکسی S8 با حافظه ۶۴ گیگابایت عرضه میشود و قابلیت ارتقای حافظه هم برایشان در نظر گرفته شده است.
پیشتر و زمانی که هنوز اخبار دقیقی از آخرین مدل گوشی سامسونگ نداشتیم بحثهای پیرامون استفاده از دوربین دوتایی در این مدلها در گرفته بود. تکنولوژیای که تعدادی از رقبای سامسونگ در گوشیهای جدیدشان از آن بهره گرفتهاند. با گذر زمان و درز اطلاعات بیشتر معلوم شد که نباید منتظر استفاده از دوربین دوتایی در اس ۸ باشیم. با معرفی این گوشیها هم انتظارات قبلیمان تایید شدند. گوشیهای گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی در پشت گوشی و یک دوربین ۸ مگاپیکسلی در بخش جلویی دارد. تکنولوژی جدید بهکار رفته در دوربین سلفی این مدلها به فوکوس خودکار هم مجهز است و سنسور تشخیص عنبیه چشم برای آن در نظر گرفته شده است.
دوربین ۱۲ مگاپیکسلی پشتی گوشی دریچه دیافراگم f/1.7، تکنولوژی پیکسل دوتایی مجهز به فوکوس خودکار تشخیص فاز، لرزشگیر اپتیکال تصویر و امکان فیلمبرداری با کیفیت ۲۱۶۰p دارد در حالی که دوربین ۸ مگاپیکسلی جلویی دریچه دیافراگم f/1.7، فوکوس خودکار و توان فیلمبرداری با کیفیت ۱۰۸۰p را دارد.
باتریهای گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس هم به ترتیب باتریهای ۳ هزار و ۳ هزار و ۵۰۰ میلیآمپرساعتی هستند. سامسونگ اعلام کرده که از ترکیب شیمیایی خاصی در این باتریها استفاده کرده تا حتی پس از یکی دو سال کارکردن با آنها هم، باتریها به قوت سابق باقی بمانند.
نرمافزار

اس ۸ طبق انتظارات با اندروید ۷٫۰ نوقا راهی بازار میشود. اما یکی از نکات هیجانانگیز نرمافزاری مدل جدید هوش مصنوعی آن است. یکی از رقبای اصلی سامسونگ یعنی اپل و رقیب تازه نفس دیگر این شرکت، گوگل که با معرفی گوشی پیکسل کار سامسونگ را از همیشه سختتر کرده در گوشیهای خود از هوش مصنوعی استفاده میکنند. همین موضوع باعث شده سامسونگ امسال از یک دستیار صوتی جدید با نام «بیکسبی» (Bixby) استفاده کند. Bixby را میتوان با فشردن یک دکمه فیزیکی فعال کرد. یک فشار کوتاه شما را به بخش Bixby Home میبرد، فشار دادن بیشتر و طولانی مدتتر بخش صوتی Bixby را فعال میکند و در اپ دوربین هم قابلیت دسترسی به امکان واقعیت افزوده Bixby فراهم میشود.
قیمت و زمان معرفی گلکسی اس ۸

گوشیهای سامسونگ گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۸ پلاس را میتوانید از همین فردا پیشخرید کنید. سامسونگ این امکان را برای مشتریانش فراهم کرده که در صورت پیشخرید یک هدست واقعیتمجازی به همراه کنترلر و بازی هم دریافت کنید. عرضه رسمی گوشی در ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۱ اردیبهشت اتفاق میافتد. قرار است مدل عادی سامسونگ گلکسی اس ۸ به قیمت ۷۵۰ دلار به فروش برسد.
:: موضوعات مرتبط:
موبایل ,
نرم افزار اندروید ,
معرفی و نقد ,
,
:: برچسبها:
,
Samsung ,
Samsung Galaxy8 ,
Samsung ,
Galaxy S8 Plus ,
پوشش خبری معرفی گلکسی ,
S8دیجیتال ,
سامسونگ ,
سامسونگ گلکسی S8 ,
سامسونگ گلکسی S8 پلاس ,
گلکسی ,
S8منتخب سردبیر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دو شنبه 8 خرداد 1396 ساعت 9:46 |
بازدید : 177 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
به داداشم اس ام اس دادم پول داری بهم قرض بدی ؟؟ نوشته : شرمنده اس ام است بد خط اومده
جوک خنده دار
از یارو میپرسن : تو از زنت میترسی؟ میگه:چرا باید بترسم؟ لباسارو شستم اتومو کردم غذامو پختم ظرفامو شستم شیشه ها رو تمیز کردم زیر بچه رو هم عوض کردم اونی که کاراش مونده باید بترسه !
جوک خنده دار
دهه هشتادیا هم دارن ازدواج میکنن دهه هفتادیا دارن بچه دار میشن اما دهه شصتیا هنوز دارن دنبال نیمه ی گور به گور شدشون میگردن !
جوک خنده دار
ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻦ ﭼﺮﺍ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﻦ ﻧﻤﯿــــــــﺎﺩ . . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺑﯿﺎﺩ !!! ﺍﻻﻧﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎﺱ !!.. ﻣﺛﻞ ﺍﻧﺘﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻧﮕﺎ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺳــﻼﻡ ﮐـﻦ خاله ها و عموها ببیننت
جوک خنده دار
دقت کردین میری زیربارون دهنتو مث کروکدیل باز میکنی که یه قطره بارون بره تودهنت،نمیره… حالا داری بایکی صحبت میکنی،یه تف کوچولو ازدهنش میاد بیرون صاف میره تو لوزوالمعدت
جوک خنده دار
بدرقه شوهر در فرهنگ ملل آمریکایی: عزیزم امیدوارم روز موفقى داشته باشى. انگلیسى: عزیزم براى نوشیدن چایی عصر بیصبرانه منتظرتم. فرانسوى: عزیزم تمام روز بفکرتم تا برگردى. ایرانی : دارى میرى این اشغالها رو بزار دم در آشغالا یادت نره آشغالا هوی آشغالا رو ببر
جوک خنده دار
یه توصیه ی علمی به آقایونی که میخوان برن خواستگاری به مادر عروس بگین من فکر کردم شما خواهر بزرگترشین! یعنی تأثیری که این جمله داره، کتاب های…و….و… در قبولی کنکور نداره
جوک خنده دار
میگن تو جهنم یـه جـایی هس… . . حالا ایشاالله خودتون میرین میبینین… بگم بی مزه میشه…
جوک خنده دار
مورد داشتیم پسره میخواسته یه جوری به دختره بگه حجابت بیشتر رعایت کن گفته:من دوست دارم بیرون میای از خونه لباس منطقی بپوشی دختره هنوز داره تمام بازار و زیر و رو میکنه دنبال برند manteghi …
جوک خنده دار
دیشب به مامانم میگم یه دختری هست خیلی منو دوست داره چیکار کنم…؟؟؟! میگه بیخیالش شو… میگم چرا ؟؟ میگه چون کسی که تو رو دوست داره حتما یه ایرادی داره.. !!! خداییش تا حالا تو زندگیم انقدر قانع نشده بودم
جوک خنده دار
حس میکنم اسم گردو رو شیرازیا انتخاب کردن. مثلا یکیشون دیده گفته اون چیه؟ شیرازیه هم گفته او گردو رو میگی؟
صحبتم با اون زنائیکه که میگن ؛
همه اقایون مثل هم هستن نه واقعا یعنی بردپیت با عموقناد فرقی نداره
جوک خنده دار
ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ میگه
از ﺩﺳﺖ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ، ﺑﻬﻢ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﻛﺮﺩ
ﺷﻮﻫﺮه میگه ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻛﻪ ۳ ﻣﺎﻫﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺗﻪ ، ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﻛﺮﺩﻩ؟
ﺯﻥ : ﭘﺴﺘﭽﻲ واست ﻧﺎﻣﻪ ﺁﻭﺭﺩ … ﻣﻨﻢ ﺧﻮﻧﺪﻡ ، ﺧﻮﻧﺪﻡ ، ﺧﻮﻧﺪﻡ ، ﺗﻬﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ، ﻓﻀﻮﻝ ﺧﺎﻧﻢ ، ﺍﮔﻪ ﺳﻴﺮﺧﻮﻧﺪﻳﺶ ،
ﺑﺪﻩ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺨﻮﻧﻪ 
جوک خنده دار
کنار خیابان وایستاده بودم باخودم گفتم:
آخرین مدل ماشینی که در آینده سوار میشم چیه؟؟؟ . .
همون لحظه یه آمبولانس نعش کش از بغلم رد شد. روش نوشته بود فکرشو نکن، آخرش مسافر خودمی
:: موضوعات مرتبط:
سرگرمی ,
جوک ,
,
:: برچسبها:
اس ام اس جوک, جوک, جوک تلگرامی, جوک جدید, جوک خفن, جوک خنده دار, جوک دختر و پسرا, جوک فیس بوکی, جوک های جدید, جوک های جدید و خنده دار, جوک های خنده دار, جوکهای خنده دار, جوکهای سرکاری, شعر طنز, طنز, طنز خنده دار, طنز مورد داشتیم, لطیفه های خنده دار, مطالب خنده دار, مطالب طنز, مطالب طنز و خنده دار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دو شنبه 8 خرداد 1396 ساعت 7:44 |
بازدید : 192 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
جوک خنده دار
عمرمون تموم شد و نفهمیدیم دختر تو پُر با دختر چاق چه فرقی داره ؟
جوک خنده دار
امروز تو خیابون یه دختره رو دیدم اندازه ی یه پسر آرایش کرده بود ! والا خجالتم خوب چیزیه …
جوک خنده دار
ﺩﯾﺪﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻦ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﻪ ﮐِﺶ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﯿﺎﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﯾﺪﻓﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﭘﺎﺗﻮﻥ ﺭﮔﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻗﯿﺎﻓﻤﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺜﻞ ﻏﻮﺭﺑﺎﻗﻪ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﺗﯿﺮ ﺗﻮ ﭘﺎﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﻮﻥ میکنه ؟؟؟
جوک خنده دار
شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم … انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …
جوک خنده دار
یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جمع میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!
جوک خنده دار
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﯾﻬﻮ ﯾﻪﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪ؛ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺟﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ . ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ؛ﮔﻔﺖ: ﺍﻭﻩ؛ﺍﻭﻩ ﻓﺮﺩﯾﻦ ﺯﻧﺪﺳﺖ. ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﻌﺒﻮﻥ ﺑﯽ ﻣﺦ ﻣﺮﺩﻩ؛ﺧﯿﻠﯽﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﺪﻣﺖ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺷﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﻭﻥﻣﻮﻗﻊ ﺍﺻﻼ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﺎﺍﺍ ﻫﻤﻪ ﺗﺮﮐﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ . ﭘﺴﺮﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺻﻼﺣﺮﻑ نزد…
جوک خنده دار
چند روزه بدجور سرما خوردم دیشب مامانم میگه پسرم فردا نرو سر کار، عزیزم استراحت کن! منم نرفتم. هیچی دیگه از صب ساعت ۶ دارم کابینتا رو دستمال میکشم بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم
جوک خنده دار
ـه بـار یـه بـازاریـاب جـارو بـرقـی اومـد در خـونـمـون رو زد،تــا در رو بـاز کـردم قـبـل از ایـنـکـه حـرفـی زده بـشـه،پـریـد تـو خـونـه و یـه کـیـسـه کـود گـاوی رو روی فـرش خـالـی کـرد و گـفـت : اگـه مـن قـادر بـه جـمـع کـردن و تـمـیـز کـردن هـمـه ی ایـنـها ظـرف مـدت ۱ دقـیـقـه بـا ایـن جـاروبـرقـی قـدرتـمـنـد نـبـاشـم حـاضـرم کـه تـمـام ایـنـهـا رو بخـورم !!! گفـتـم : ســس سـفـیـد مـیـخـوای یـا قرمز؟؟؟ گفـت : چــــرا؟؟؟ گفـتـم : چـنـد روزیـه بـرق خـونـه مـون قطـعـه…
جوک خنده دار
هر وقت مهمون میخواد بیاد خونمون … مامانم اولین کاری که میکنه اینه که … میاد تو اتاق ما پسرا اسپری خوشبو کننده میزنه … یعنی رسمن ما رو به چشم راسو میبینه …
جوک
زنگ زدم به قلم چی گفتم میخوام پشتیبان شم گفت رتبت چنده؟ گفتم ۶٠٠٠٠٠، گفت تو استخدامی بیا بگو چطوری تست زدی بقیه اونجوری تست نزنن
جوک
وااااای چه دوستای خوشگل و خوشتیپ و با کلاسی دارم من…! . . الکی مثلا من کورم قیافه های داغون شما هارو نمیبینم
جدیدترین جوک های خنده دار
دیگه پروسه آرایش های عروسی جوری شده که دختره از صبح میره آرایشگاه غروب میاد بیرون جوری آرایش میکنن که انگار نرم افزار روشون نصبه ! باید دوباره فردا باید برن آرایشگاه برگردن به حالت اول uninstall بشه آرایششون
جوک خنده دار
همسر کیست ؟ همسر کسی است که در همه مشکلات زندگی کنار تو خواهد بود… مشکلاتی که اگر او نبود هرگز پیش نمی آمد…!
جوک خنده دار
یه نامزد دارم که نه تیپ داره نه قیافه، نه جذابه نه خوشتیپ ولی با کل دنیا عوضش نمی کنم، چون کلی مهربونی داره و … یه پورشه کوروک قرمز مدل ۲۰۱۴ که البته کنار در سمت چپش یه خش افتاده ولی خشه اون قدر ها بزرگ نیست که تو رابطه مون خدشه ای وارد کنه!
جوک خنده دار
اعتراف میکنم دیروز دو ساعت برقمون قطع شد گوشیمم شارژ نداشت . . تو این دوساعت چیزای زیادی فهمیدم فهمیدم یه هفتس داریم خونه رو نقاشی میکنیم داداش بزرگم ۲ ساله ازدواج کرده بابام چهار ماهه بازنشسته شده خواهر کوچیکم کنکور قبول شده و جالتر اینکه یه برادرزاده ۵ ماهه دارم که اسمشو رامین گذاشتن !!
جوک خنده دار
چالش جدید منو بابام : زمون ما بچه حق نداشت دست ب کنترل بزنه. . . الان ۳ روز دارم قانعش میکنم بابا زمان شما کنترل نبود میگه : خفه شو احترام که بود
:: موضوعات مرتبط:
سرگرمی ,
جوک ,
,
:: برچسبها:
اس ام اس جوک, جوک, جوک تلگرامی, جوک جدید, جوک خفن, جوک خنده دار, جوک دختر و پسرا, جوک فیس بوکی, جوک های جدید, جوک های جدید و خنده دار, جوک های خنده دار, جوکهای خنده دار, جوکهای سرکاری, شعر طنز, طنز, طنز خنده دار, طنز مورد داشتیم, لطیفه های خنده دار, مطالب خنده دار, مطالب طنز, مطالب طنز و خنده دار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یک شنبه 7 خرداد 1396 ساعت 16:56 |
بازدید : 169 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )
دختر: تو خجالت نمیکشی افتادی دنبال من؟ پسر: یعنی برگردم؟ دختر: نه، زود تر شماره بده می ترسم بری دنبال یکی دیگه
جوک خنده دار
محض رضای خدا یکی واسه این مادرا شفاف سازی کنه …!. . . . . اگه یه لباس جدید میخریم معنیش این نیست که میتونی قبلی رو دستمال گردگیری کنی…
جوک خنده دار
پسر ۲۸ ساله،به دختر۲۳ساله …. بامن ازدواج میکنى؟ دختر برو گمشو عوضی دهنت بو شیر میده پسر۳ساله به دختر۲۳ساله…. بامن ازدواش میکنى؟ دختر: آره قربونت برم الهى!!! دختر خانوم برو از خدا بترس
جوک خنده دار
به اندازه سلولاى بدنم دوست دارم(تک سلولى)! شوخى کردم تو نفس منى (مرده)!
جوک خنده دار
امروز رفته بودم پشت بوم که آنتن تلویزیونون رو تنظیم کنم، با موبایلم شماره خونه رو گرفتم به مامانم میگم: الو، مامان خوبه؟ مامانم هم میگه : مرسی همه خوبن شما خوبین؟ خانواده خوبن؟ ببخشید بجا نیاوردم.
جوک خنده دار
یک باب خانه در نیاوران به مساحت ۴۵۰ مترمفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی… به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگی
جوک خنده دار
جون من ۱ بار ، فقط ۱ بار به دختر ۲۰ ساله ای بگید حاج خانوم ، یعنی قیافش دیدنیه
جوک خنده دار
دیشب داشتم کتاب میخوندم برق رفت … یه نیم ساعتی زیر نور چراغ قوه گوشیم کتاب رو خوندم تا برق باز بیاد … این نیم ساعتو تا آخر عمرِبچم تو سرش میزنم … میگم ما زیر نور چراغ قوه به بدبختی کتاب میخوندیم … اونوخ شما اینجوری !!!
جوک خنده دار
شماهم وقتی میخواید ببینید یکی خوابه و داره نفس میکشه یا نه، به جای اینکه صداش کنید نگاه شکمش میکنید ببینید بالا و پایین میشه یا فقط من اینجوریم !؟
جوک خنده دار
به سلامتى زمانایى که تو آرایشگاه مردونه فقط مو کوتاه مى کردن
جوک خنده دار
سوییچ ماشین برای خانمها فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده میشه اما برای آقایون:
خلال دندان گوش پاک کن وسیله در زدن وسیله خاروندن سر ، گردن و … و تمام نقاط بدن وسیله دفاعی برای جدا کردن آدامس از ته کفش برای بیرون آوردن سنگ ریزه و یا پیچ از تایر خودرو جدا کردن سنگ از رو نون سنگک قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه نوشتن انواع یادگاری جابه جا کردن زغال قلیون و …
:: موضوعات مرتبط:
سرگرمی ,
جوک ,
,
:: برچسبها:
اس ام اس جوک, جوک, جوک تلگرامی, جوک جدید, جوک خفن, جوک خنده دار, جوک دختر و پسرا, جوک فیس بوکی, جوک های جدید, جوک های جدید و خنده دار, جوک های خنده دار, جوکهای خنده دار, جوکهای سرکاری, شعر طنز, طنز, طنز خنده دار, طنز مورد داشتیم, لطیفه های خنده دار, مطالب خنده دار, مطالب طنز, مطالب طنز و خنده دار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یک شنبه 7 خرداد 1396 ساعت 16:16 |
بازدید : 182 |
نوشته شده به دست Mr.Md-ReZa |
( نظرات )

اپلیکیشنهای گوشیهای هوشمند هر چه به قابلیتهای بیشتری مجهز میشوند، برخی از ویژگیهای آنها در زیر انبوهی از مراحل و انتخابها مدفون میگردند. اینستاگرام نیز از این قاعده مستثنی نیست. هنگامی که اینستاگرام فعالیت خود را شروع کرد تنها یک اپ ساده برای اعمال فیلترهای مختلف روی تصاویر بود اما اکنون به یک شبکهی اجتماعی بزرگ و ویرایشگر تصاویر حرفهای تبدیل شده است. در این ترفند به معرفی ۶ قابلیت کمتر شناختهشدهی اینستاگرام میپردازیم که نسبت به دیگر قابلیتهای آن مخفیتر هستند.
اعمال سلیقه بیشتر به فیلترها
به هنگام راهاندازی اینستاگرام، تنها میشد فیلترها را فعال یا غیرفعال کرد. این قابلیت برای تصاویر کمکیفیتی که توسط گوشیهای هوشمند اولیه گرفته میشد مناسب به نظر میرسید، اما اکنون دیگر مناسب تصاویر باکیفیتی که توسط گوشیهای مدرنتر گرفته میشود نیست. خوشبختانه اینستاگرام امکان تغییر شدت و میزان هر فیلتر را به اپ خود اضافه کرده است.
هنگامی که یک فیلتر را به تصویر خود اضافه میکنید، فیلتر را برای دوم مجدد لمس کنید تا یک نوار لغزنده بین 0 تا 100 مشاهده کنید. اگر مایلید فیلتر به صورت نامحسوس به تصویر اضافه شود میتوانید آن را میان 20 الی 50 تنظیم کنید.

بقیه در ادامه مطلب
:: موضوعات مرتبط:
موبایل ,
نرم افزار اندروید ,
,
:: برچسبها:
اینستاگرام ,
تبلیغات ,
قابلیت اینستاگرام ,
کمک در اینستاگرام ,
نرم افزار اندرید ,
نرم افزار کاربردی ,
ترفندکاربردی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
|
|